خداحافظ عشق من

ديدار به قيامت

خداحافظ عشق من...............

+ نوشته شده در  Sat 28 Apr 2012ساعت 23:9  توسط همنفس  | 

بغلم کن نفس...........



+ نوشته شده در  Tue 17 Apr 2012ساعت 1:29  توسط همنفس  | 

خدایا.....مرا دریاب در این تنهایی..... تنهایی تلخ

+ نوشته شده در  Sat 17 Mar 2012ساعت 10:6  توسط همنفس  | 

من از دست غمت...

دلم تنگ است.... به دنیای تنهایی ام پناه آورده ام؛ همان دنیایی که همیشه ی زمان ها در آن آرام می گیرم... در این دنیا آموختم تنها آمدن، تنها بودن و تنها رفتن را... این سرنوشت غم انگیز انسان است... در این میان هرچه انسان از دنیای فراموشی بیشتر فاصله می گیرد، تنهاتر می شود و هر چه روح فراخ تر می گردد، غمگین تر می شود و محزون تر ... سر در گریبان غم و چشم در افق دوردست خدا کرده ام و از این فاصله می نالم... غمگینم به خاطر غم دیگران؛ انسان های تنهایی که جزء خدا کسی ندارند تا درد دلٍ بی تابشان را چو من با او گویند... و این است سرگذشت انسان، انسانِ عاشق آفریده شده ی خدا... و همیشه عشق در جدایی معنا می یابد... عاشق سینه چاک می باید در فراق و جدایی از معشوقش جدا نباشد... در زمان هایی که نمی بیندش، ناله سر کند و در وصال تنها نظاره... در دوری فریاد برآوردن و در لحظه ی رسیدن تنها نگاه دوختن و فرصت را غنیمت شمردن و محو شدن در او، شیوه ی دلباختگان است... خدایا! غمم را ز چشمم نمی خوانی؟!... خدایا عاشقم و مزد چنین عاشقی، تنهایی است، تنهاییی بهتر از تمام با هم بودن ها...

+ نوشته شده در  Sat 17 Mar 2012ساعت 10:5  توسط همنفس  | 

بی تو غریبم........

+ نوشته شده در  Sat 17 Mar 2012ساعت 10:4  توسط همنفس  | 

عشق يعني تنهايي محض!!

یاد گرفتم كه عشق با تمام عظمتش تنها ۲ يا ۳ ماه بيشتر زنده نيست....

يادگرفتم كه عشق يعني فاصله و فاصله يعني دوخط موازي كه به هم نمي رسند...

ياد گرفتم كه هرچه عاشق تر باشي  خيانت بزرگتري مي بيني....

ياد گرفتم كه در عشق هيچ كس به اندازه ي من وفادار نيست...

و در آخر ياد گرفتم كه هرچه عاشق تر باشي تنها تري...

 

+ نوشته شده در  Sat 17 Mar 2012ساعت 10:3  توسط همنفس  | 

تنهای تنها..........

+ نوشته شده در  Sat 17 Mar 2012ساعت 10:2  توسط همنفس  | 

دلتنگتم نفس...........

چه قدر امروز دلم تنگ است و

 آسمان وسیع رویاهای من غمگین می بارد

چه قدر امروز دلم پر از قطره های باران است و می خواهد

قطره اشکهایش را حواله ی کوچه های شهر کند

چه قدر دلم می خواهد  زیر ناودانهای تهی از آشیانه هر پرنده بایستم

چه قدر دلم می خواهد هوار برکشم  داد بزنم

چه قدر امروز  بـاران  تند می بارد .

+ نوشته شده در  Sat 17 Mar 2012ساعت 10:0  توسط همنفس  | 

یادت روز باراونی............

...

+ نوشته شده در  Sat 17 Mar 2012ساعت 9:59  توسط همنفس  | 

باران.....

+ نوشته شده در  Sat 17 Mar 2012ساعت 9:58  توسط همنفس  | 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

+ نوشته شده در  Fri 16 Mar 2012ساعت 12:32  توسط همنفس  | 

فقط خاطرات................

هنگامی که روی ساحل خاطرات قدم می زنیم...فونت زيبا ساز
به پشت سرم نگاه نمی کنم...
که می دانم تنها یک رد پا روی شن ها خواهم دید...
+ نوشته شده در  Fri 16 Mar 2012ساعت 12:23  توسط همنفس  | 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

+ نوشته شده در  Fri 16 Mar 2012ساعت 12:21  توسط همنفس  | 

بار الها..........

آمده ام تا در سايه مهد تو خستگي را از خود برهانم وکوله بار سنگين گناهانم را بر زمين بگذارم.

از پشت کوههاي آرزوهاي طولاني از آنسوي درياهاي غرور وخود خواهي آمده ام تا سر در آستانه

پر عظمت تو بگذارم وهاي هاي بگريم...آمده ام تا دستهاي مرا بگيري و با مرواريدهاي با جامهاي

خالي نياز با کفشهاي اميد آمده ام تا مرا ببخشايي و گل آرامش را در دل بپرورانم و اطمينان درو کنم

ونماز عشق بخوانم.......بيا تا لبريز شوم......

+ نوشته شده در  Fri 16 Mar 2012ساعت 12:19  توسط همنفس  | 

چه بی وفا رفتی...........

+ نوشته شده در  Fri 16 Mar 2012ساعت 12:18  توسط همنفس  | 

دلم گرفته عزیز

+ نوشته شده در  Fri 16 Mar 2012ساعت 12:17  توسط همنفس  | 

اگه دونفر لب پرتگاه باشن
کدومشونو نجات میدی
اونی که دوستش داری
یا اونی که دوستت داره
چرا؟

 

+ نوشته شده در  Fri 16 Mar 2012ساعت 12:16  توسط همنفس  | 

روزهای بارونی...

+ نوشته شده در  Fri 16 Mar 2012ساعت 12:15  توسط همنفس  | 

خیلی تنها شدم..........

+ نوشته شده در  Fri 16 Mar 2012ساعت 12:14  توسط همنفس  | 

دل بيطاقت گريه نكن ميدوني اون نمياد تو ديگه رفتي از ياد حالا اون يار ديگه داره اشكات فايده نداره باتو كاري نداره . هر چي كه بين من و اون بود از جنس گناه شد اون دنيا هم تبــــــاه شد . خونه اي كه با خون ِدلُ و ديده بناه كردم تو سرم يك شـــــــــــــــــــب خراب شد . همه كس آي عشقم كجايي مثل ابر بهارون اشكام داره ميريزه . بيا با اون صدايه نازت بازم اسمم صدا كن آغوشت رو رها كن . اگه بعد از بيوفاييت هنوزم عاشق نبودم اره نفرينت ميكردم . چه كنم اتيشه عشقت تارم رو خاكستر كرد . عزيزم دورت بگردم . اگه با چشمايه پراشكم روبهرو بشي زودي ميفهمي كه چقدر عاشق بودمُ براي نگاه تو مردم خيلي بي رحمي . بايد از اول ميدونستم دلت جايگاهي برايم  نداره . باشم يا نباشم پيش تو عزيزم فرقي نداره . رفتيو تو گذاشتيم تنهام . گريه يار اشنا با چشمام هم صدا شد
خنده خشكيد رو لبهام

+ نوشته شده در  Fri 16 Mar 2012ساعت 12:12  توسط همنفس  | 

لعنت به این عشق.......

اخه به چه درد مبخوه عشق . به چه درد ميخوره دوست داشتن . شايدم من احمقم كه نميتونم درك كنم ، شما بگين ، بهم يكي جواب بده بهم بگه من چرا بايد عزيزم رو هنوزم بعد از اين همه مدت دوسش داشته باشم ،‌ چرا بعد از اين همه مدت با ديدن يك عكس ازش بايد تمام ديوار هايه اعتقاديم كه تو اين مدت بعداز رفتنش ساخته بودم يكدفعه پودر و نابود بشن ، چرا من دوستش دارم هنوزم ، اخه واقعا چرا ‌  يكي پيدا بشه اين سوال منو جواب بده ،‌ ميدونم هيچ كس پيدا نميشه كه اين حسي رو كه من الان دارم رو داشته باشه ،‌ از خودم بدم اومده ، فكر ميكردم ادم شدم ، فكر ميكردم فراموشت كردم ،‌فكر ميكردم كه ديگه دوست ندارم و فراموش كردم  عشق من واقعا خوش بحالت كه دل نداري ،‌ خوش به حالت كه جسم و روحت خالي از احساسه ، ارزوم بود مثل تو بودم ، ارزوم بود كه بعد از رفتنت خيالمم نبود غصه هات ، يعني يكي پيدا نميشه كه من رو حاليم كنه ، بهم بگه كه چرا ؟ چرا بايدعزيزمن تورو هنوزم دوست داشته باشم ، چرا ذره اي از احساسم تو اين همه مدت نسبت به تو كم نشده ، نميدونم كه ديگه چيكار كنم ،‌ واقعا  جدي خسته شدم ، از خودم ، ار اين همه احساسات پوچ و كشنده كه هنوزم با منه ، مطمينم هميشه تا زندم ، تا وقتي دارم نفس ميكشم ، زخم عشقت همراه من خواهد موند ،‌ انسان ، يه بار زندگي ميكنه و يك بارم عاشق ميشه ،  ، من يكبار به دنيا اومدم ، يكبار هم زندگي كردم ، يكبار هم عاشق شدم ، عاشق تو ، عاشق تويي كه نابودم كردي
+ نوشته شده در  Fri 16 Mar 2012ساعت 12:11  توسط همنفس  | 

باران

باران که میبارد،دلم برایت تنگ میشود...!

راه می افتم...

بدون چتر!

من بغض میکنم و آسمان گریه...

+ نوشته شده در  Fri 16 Mar 2012ساعت 12:0  توسط همنفس  | 

نفس..........

به تو نمی رسم.....



عجب دنیایی است.....



نه تو مال منی و نه او مال تو.....



نه تو مرا درک می کنی نه او تو را ....


+ نوشته شده در  Fri 16 Mar 2012ساعت 12:0  توسط همنفس  | 

فاصله ها..............

 

همیشه از فاصله ها گله میکنیم شاید یادمان رفته که در مشق های کودکی....

برای فهمیدن کلمات کمی فاصله لازم بود....

 

 

 

 

+ نوشته شده در  Fri 16 Mar 2012ساعت 11:47  توسط همنفس  | 

هیج کس...........

+ نوشته شده در  Fri 16 Mar 2012ساعت 11:43  توسط همنفس  | 

عزيزجون فراموشم کن..............

 ۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩
+ نوشته شده در  Thu 15 Mar 2012ساعت 10:54  توسط همنفس  | 

غصه نخور عزيزم دلامون پيش هم.........

 ۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩
+ نوشته شده در  Thu 15 Mar 2012ساعت 10:52  توسط همنفس  | 

رنگ نگاتو دوست دارم

 

این قدر تو رو دوست دارم که هیچ کسی کسی رو اینجوری دوست نداره
این قدر برات می میرم قد یه دنیا خوبی قد هزار تا ستاره
بی تو دلم میگیره، وقتی تنها میشم کارم انتظاره
این قدر تو رو دوست دارم که هیچ کسی کسی رو اینجوری دوست نداره

وقتی نگاهم می کنی قشنگیاتو دوست دارم
حالت معصوم چشات رنگ نگاتو دوست دارم
وقتی صداتو میشنوم دلم برات پر می زنه
ترس یه روز ندیدنت غم بزرگ قلبمه

این قدر تو رو دوست دارم که هیچ کسی کسی رو اینجوری دوست نداره
این قدر برات می میرم قد یه دنیا خوبی قد هزار تا ستاره
بی تو دلم میگیره، وقتی تنها میشم کارم انتظاره
این قدر تو رو دوست دارم که هیچ کسی کسی رو

اینجوری دوست نداره

+ نوشته شده در  Tue 13 Mar 2012ساعت 18:23  توسط همنفس  | 

فقط بخاطر تو عزيز

+ نوشته شده در  Tue 13 Mar 2012ساعت 18:18  توسط همنفس  | 

به تو مي انديشم

عکس های عاشقانه تنهایی و جدایی
+ نوشته شده در  Sat 10 Mar 2012ساعت 12:0  توسط همنفس  | 

مطالب قدیمی‌تر